

گزارشی از نشست نقد فیلم آناتومی یک سقوط
برای فهم بهتر فیلم «آناتومی یک سقوط» و آنچه کارگردان فیلم «ژوستین تریه» مد نظر داشته شاید بهتر باشد که از گزارهای مشهور در تاریخ فلسفه آغاز کنیم که ارسطو فیلسوف یونانی آن را پیش کشیده: انسان حیوانیست دارای لوگوس(logos). دارای نیروی عقل و قوّهٔ نطق و زبان. ارسطو تأکید دارد آدمی میتواند واقعیت را به درون ساحت زبان بکشد و توضیحش دهد. آنچه بیرونیست درونی کند و با شکلی از منطق، صحت آن را به محک آزمایش بگذارد. آدمی در تمایز با دیگر حیوانات به زبان و گفتاری نظاممند مسلّح است که میتواند خود و جهان بیرون از خود را تبیین کند. به سلسلهٔ رویدادها نظمی منطقی دهد و به حقیقت و ذات امور دست پیدا کند. «آناتومی یک سقوط» در دورترین نقطه نسبت به این گزارهٔ ارسطویی ایستاده و خود را در تضادی کامل با آن تعریف میکند. از این منظر فیلم به راشومون کوروساوا نزدیکیهای مضمونی فراوانی دارد. در راشومون نیز به ناممکنی دست یافتن به حقیقت و حتّی به چنگ آوردن آن در ساحت زبان اشاره میشود. در راشومون کوروساوا روح ساموراییِ کشتهشده در بیشهزار، از جهان ارواح و مردگان احضار میشود و روایت خود از ماجرای قتل را با دیگران در میان میگذارد. این روایت هم در کنار روایتهای دیگر شخصیتهای فیلم کوروساوا راهی به حقیقت ماجرا نمیبَرَد. افقها و چشماندازهای ناظر به حقیقت از کار افتادهاند و حقیقت را به امری نادیدنی تبدیل کردهاند. در «آناتومی یک سقوط» جهان ارواح و ماورای طبیعی جای خود را به فهمی خارج از قواعد و روشهای مرسوم انسانی میدهد. فیلم گردشی ماتریالیستی دارد به سوی یک نوع آگاهی و شناخت که آن را باید در خارج از جهان انسانی و عقلانی جست. فیلم این گزاره را دنبال میکند که شناخت از دایرهٔ عقلانیت بیرون ایستاده است و سوژهٔ مدرن نمیتواند به آن دست پیدا کند. سگ خانواده در فیلم آگاهی بیشتری نسبت به واقعیت امور دارد. آگاهی و شناختی که با عقلانیت انسانی قابل بیان نیست. فیلم در این بخش به آرای فیلسوفان و اندیشمندان پساساختارگرای فرانسوی نزدیکیهای فراوانی دارد.
در نگاه دوم فیلم گفتوگویی دارد با یکی دیگر از فیلمهای تاریخ سینما. یک درام دادگاهی: «آناتومی یک جنایت» به کارگردانی اُتو پرهمینْجِر. در «آناتومی یک جنایت» جیمز استوارت در نقش وکیلی ظاهر میشود که باید از مردی که مرتکب قتلی شده دفاع کند. پرهمینجر در این فیلم نقد آشکاری دارد به حدود و ثغور قانون برای تعریف محدودهٔ رفتار بشری و این پرسش را پیش میکشد: قانون تا کجا میتواند به کنش انسانی معنا دهد و دربارهٔ درستی و نادرستی آن حکم کند؟ مردی که خبر تجاوز به همسرش را شنیده و فرد متجاوز را به قتل رسانده در دایرهٔ شمول قانون قرار میگیرد یا خیر؟ فیلم «آناتومی یک جنایت» در نهایت با باز کردن چشماندازی روانشناسانه نشان میدهد قانون نمیتواند در صورت غیرارادی بودن، سازوکارهای خود را اِعمال کند و مرد در انتهای فیلم تبرئه میشود. در فیلم «آناتومی یک سقوط» نیز با چنین مسئلهای مواجهیم. در همان ابتدای فیلم با یک خودکشی/قتل(؟) مردی (با بازی ساموئل تیس) طرفیم که از طبقهٔ بالایی خانهٔ خود به پایین افتاده است. مرگی که حذف شده و نمایش داده نمیشود. فرزند کمبینای مرد و سگش، جسد پدر را در حیاط خانه بر روی برف پیدا میکنند و با سررسیدن پلیس ادّعای قتل مطرح میشود. قتلی که ممکن است کار همسر مرد مُرده (با بازی ساندرا هولر) باشد که در این سالها در روابط خود با همسرش به چالشهای فراوان برخورده و زندگی مشترکشان به بنبست رسیده و گرچه ادامهاش داده امّا ممکن است زیر بار فشارهای روانی موجود به یک واکنش غیرارادی دست زده باشد. همهٔ تلاش فیلم برای بازسازی این خودکشی/قتل است. پلیس به زن مظنون است و بر علیه او اقامهٔ دعوی میکند. پرونده به دادگاه ارجاع داده میشود و زن در برابر اتهام قتل باید از خود در دادگاه دفاع کند. در دادگاه بیشتر از بررسی اتهام قتل علیه زن، نابسندگی قانون را در بازسازی واقعیت ماجرا شاهدیم. دادگاه بیشتر نمایشیست بر علیه سازوکارهای حقوقی صرفاً موجود که نمیتواند راه و قاعده و روشی را برای رسیدن به حقیقت بیابد. قانون به نوعی نمیتواند کنش و روابط انسانی را تبیین کند و در نهایت همهٔ این نقد در دیالوگ وکیل زن متبلور میشود که تنها با اتّکا به تکنیکهای حقوقی میتوان و باید به پیروزی در دادگاه فکر کرد و اصل ماجرا به محاق میرود. سقوط حقیقت در جهان امروز بیشتر در مرکزیت فیلم قرار دارد تا سقوط یک رابطه و یا حتّی سقوط یک زن و برملا شدن جزئیات زندگی شخصیاش.ژوستین تریه اگرچه در «آناتومی یک سقوط» درامی دادگاهی را روایت میکند که بنیان یک خانواده را از اساس دچار تحوّل و تغییر میکند امّا با پیش کشیدن هستیشناسی روابط انسانی سعی دارد نشان دهد که حقیقت چگونه میل به مستوری و پنهان شدن دارد و در کسوف باقی میماند و چشماندازهای دانش بشری را راهی به آن نیست.